239
-
تاریخ: 1398/11/23 ساعت: 7:16
یه بار فکر می کردم یه تارس نصیبم شده؛ حتی اونباری که یه تارس گیرم اومدم اونقدرام تارس نبود؛ بعدش فهمیدم موون در تارس دارم و اون بغلِ امنِ خوبِ درست و حسابی مال منه.برای همینکه میگم موعودِ دیگرانم.
241
-
تاریخ: 1398/11/23 ساعت: 7:16
نانجیبیِ عشق در این استمردِ مفلوک و مُرده می خواهدنانجیبیِ عشق در این استدامنِ دست خورده می خواهد
242
-
تاریخ: 1398/11/23 ساعت: 7:16
دلم برای دوست داشتنش تنگ شده.عصر توی کافه نفسم گرفت؛ احساس کردم توی این حسِ سردیتوی این دلخوریِ عمیق و قهرِ قلبی توی همه ی اینا زندانی ام.کاش می پرسیدی چه مرگمه و خلاص.دلم برای دوست داشتش تنگه.
244
-
تاریخ: 1398/11/23 ساعت: 7:16
وقتی میخوام با تمام وجودم هر کسشری که تو اینستا و تلگرام می بینم رو براش فوروارد کنم ینی فاک! بهش علاقمندم.
246
-
تاریخ: 1398/11/23 ساعت: 7:16
ازبین همه خواستگارایی که برام اومدن و از بین همه ی دخترایی که رفتی خواستگاریشون؛ هیچ الاغی شماره خونمونو به تو نداد و به مادر من نگفت پسرِ خانم فلانی دنبال یه دختر خوبه! کیرم تو ازدواج سنتی ایی که حاصلش کنار تو بودن نیست.
247
-
تاریخ: 1398/11/23 ساعت: 7:16
هیچی.پاشدم رفتم در سرزمین عجایب اومدم.ساچ عه وعو:)
199
-
تاریخ: 1398/3/6 ساعت: 9:28
همه ی لوزرا و ناراحتا دورِ منن،برنده هاهم که افتخار نمی دن زیاد بریم بیرون یا حرف بزنیم.
201
-
تاریخ: 1398/3/6 ساعت: 9:28
اینکه هرکی ازت دورتره بیشتر قدرتومی دونه اصلا منصفانه نیست.
202
-
تاریخ: 1398/3/6 ساعت: 9:28
بایه یه وقتایی از قصد اشتباه کنم و پشیمون بشم.نگران بشم و قدر بدونم.
203
-
تاریخ: 1398/3/6 ساعت: 9:28
مگه می شه که همزمان هم عاشق کسی بود و هم منزجر یا متنفر بود ازش؟بله.عشق همچین کاری می کنه:)
205
-
تاریخ: 1398/3/6 ساعت: 9:28
خدایا یه معامله!من ترجیح دادم چک نکنم توی اون تبلت چی داره؛ توام یه کاری کن چشمش جز من نبینه و نخواد.
191
-
تاریخ: 1397/12/5 ساعت: 22:30
خب.من امکان نوشتن توی دفتر رو ندارم.برای همین اومدم اینجا،پناهگاهِ وبلاگیم.خوبه دیگه اونقدری از بگا رفتنش توسط بلاگفا گذشته که بتونم پناهنگاه صداش کنم.باریکلا به گذرِ زمان.همین الان توی گوگل سرچ کردم
182
-
تاریخ: 1397/10/13 ساعت: 13:55
46 سالشه، خار مادرِ سنی که یه نفر می تونه مستقل باشه و به هیچکس ربطی نداشته باشه چیکار می کنهمنتهی انقدی مودب هست که خونه ی پدر و مادرش سیگار نمی کشه.
183
-
تاریخ: 1397/10/13 ساعت: 13:55
به مامانم می گم سنِ ازدواجِ طرفِ مقابلمو آوردم رو سطحِ 46می گه پس همینجوری مجرد بمیرمی گم البته یه راه دیگه م هست، یا صبر کنم پسرای مشنگِ الان به اون سن برسن تا بفهمن چطور مثلِ آدم با یه دختر برخورد کنن یا با ملکه ی انگلیس ازدواج کنم.
184
-
تاریخ: 1397/10/13 ساعت: 13:55
فراموش کردنِ محبت گریز ناپذیره،حتی اگر خودآگاه هم بخوای چیزی رو فراموش کنی، در نهایت یه تصویرِ خیلی مبهم برات می مونه که اکثر آدمها رو بر اساس اون انتخاب می کنی.مثل اون مردِ جذابی که از بچگی تو ناخودآ
185
-
تاریخ: 1397/10/13 ساعت: 13:55
هی.ترس برت نداره.قرارنیست اون فیلم پابلیش بشه.فقط برای این بود که بدونم عوض نشدم و اون آدمِ دیوونه ی خیالپرداز همین جاس.تومن!
135
-
تاریخ: 1396/8/23 ساعت: 18:28
چی شد آدما انقدر دروغگو شدن؟
132
-
تاریخ: 1396/8/1 ساعت: 4:29
انگاریه امپراطور کوزکو نشسته روی امروز می گه به جهندم که دلت گرفته. + نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 13:24  توسط همینگول |
133
-
تاریخ: 1396/8/1 ساعت: 4:29
من همین الان یادم افتاد چرا پاییز متنفرم.
134
-
تاریخ: 1396/8/1 ساعت: 4:29
همین الان فهمیدم چرا به جای آدما معمولا میام سراغِ کامپیوترم. + نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 13:30  توسط همینگول |